30noo30



انقدر سخت میگذرد،که باور ندارم که میگذرد،اما،در نهایت می گذرد،

خرد میشوم،تکه تکه ام بر زمین میریزد،

هرتکه ام منبسط شده،

شهر نه،هرچند شلوغو سردرگم است اما کم است،

آنقدر منبسط میشود هر تکه ام، که در هر اتمم یه کهکشان جاری ست

دلتنگم،خسته،باور دارم میگذرد،

در این انبساط پردرد  اتم هایم

من کهکشانی در حال چرخشم،

روی دیگرم،تولد دوباره ی خورشیدی دیگر است

آه،

من در خرد شدن هایم

از عشق و امید است که بزرگ می شوم،

شاید روزی کسی مرا دید،و فهمید

و تکه هایم را برداشت و جهانی را از نو ساخت

تا شعر،هنر، عشق و زیستن را

معنای دیگر باشم‌.



می رقصم

در تنها ترین لحظه هایم

در غمگین ترین حالم

در زمان بارش چشم هایم

و در سرور و شاد بودن هایم

چون هنوز به رویا باور دارم

آری 

من زنی هستم

که هنوز موهایم را 

با لبخندی از خیال می بافم

و دامنم را

با دستانم

چون موجی می رقصانم

و یواشکی لبخندی را

تحویل شاهزاده ی نامریی یه درون آیینه می دهم

قبل از تعظیم  آرامم

من هنوز به معجزه ایمان دارم


تبلیغات

محل تبلیغات شما
خرید سکه ساکر استارز محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها


اسکرچ خلاصه کتاب تاریخ شهر و شهرنشینی در ایران پاکزاد pdf اهواز:دیروز ، امروز ، فردا مذهبی اپ - مارکت مذهبی به رنگ آسمان اینجا بهار می نویسه! Herbert کسب درآمداز طریق بیت کوین (BitCoin) نیلو رایانه رفیق شفیق